محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1447
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
بود و در اين وقت از جانب اعليحضرت همايون وزارت و پيشكارى فارس داشت با آقا محمّد زمان كه كلانتر فارس و برادر حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله بود و ميرزا اسمعيل كوتوال قلعهء شيراز را گرفته كور كرد و جمعى را به گرفتن جان محمد خان قاجار سردار لار فرستاد و او به طرف كاشان گريخت و حسينقلى خان بر اثر او شتافته اما به او نرسيد لهذا در آباده توقّف كرده رستم خان بيات را به محافظت شيراز روانه نمود و بنه را به ميرزا على گرايلى سپرد كه به ايزدخواست برد و خود به اصفهان راند . حاجى محمّد حسين خان بيگلربيگى اصفهان قبل از ورود او ، عيال و پسر بزرگش عبد اللّه خان را به يزد روانه كرد و خود با محمد على خان قاجار در خارج اصفهان نشست ، و اين خبر وقتى به ملازمان حضرت همايون رسيد كه از ظاهر خوى حركت كرده عازم شيروان و داغستان بودند . بنابراين نواب امير كبير سليمان خان اعتضاد الدوله را مأمور آذربايجان نموده و موكب معلّى به طرف عراق عطف عنان فرمود و در منزل ارونق تبريز محمّد خان زند را مقيّدا به حضور مبارك آوردند و به موجب امر اعلى از حليهء بصر عاطل نمودند و او به حالت كورى و گدائى به بصره رفت و در آنجا درگذشت . و در منزل ميانج ابو الفتح خان ولد ابراهيم خليل خان جوانشير شرفياب آستان همايون شد و از نواب امير كبير سليمان خان اعتضاد الدوله سعايتى نمود . و در چمن سلطانيه به ملا على اصغر هزار جريبى ملّا باشى حكم فرمودند شاهزادگان عظام نواب عباس ميرزا و محمد قلى ميرزا و حسينعلى ميرزا را در هر منزل از منازل عراق كه باشد به استقبال حضور مبارك نايل سازد بنابراين در منزل درجزين شاهزادگان معظّم شرفاندوز حضور حضرت خاقان اعظم گرديدند و پس از توجّهات شاهانه راه دار الخلافه پيش گرفتند . امّا حسينقلى خان به كزّاز و فراهان آمد و ولى خان قاجار كه در توقّف به عراق معتذر به لنگى شده بود به وى پيوست و موكب معلّى روزى دو در منزل ساروق فراهان اقامت فرمود . و در اين وقت مهد عليا والدهء خاقان كشورستان به اصلاح ذات البين دررسيدند امّا حاصلى نبخشيد و در بيست و هشتم شهر صفر در صحراى كمره مستعد مقاتله شدند . ملازمان حضرت خاقان محض ملاحظه و رعايت برادرى ميرزا موسى منجمباشى را نزد حسينقلى خان فرستادند كه او را نصيحت نمايد حسينقلى